گرهگشایی میکنم
2012/02/13
از شیارای کف دست
از خطوط متقاطع احساس
موازی عمر
ریلهای قطار حافظه
گره گشایی از واوِ تو
تر میشی
صدات که میکنم دهنم
گرهگشایی از دهنم
داد میشی
صدات که میکنم
گرهگشایی از صدات
از گوشِت گرهگشایی میکنم
از گوش ناظم
از مدرسه
از سوال
از ترکه گرهگشایی میکنم
از جوونه
از میوه
از هسته گرهگشایی میکنم
باران بیصدا
باران بمب
باران هسته
از قطره گرهگشایی میکنم
از اخمات
وقتی که تو دلم خالی میشه
2012/02/13
که نیستی
حوالی کیسهی صفرام
کنار جزایر دشوار
درد میسوزه خون
آتیش میزنه
تیرمیکشه تا شقیقه
پر میزنه تا مخ
با تیزههای قیچی
از قفس میگذره، از سینه
به سینه میگرده، قصه میشه
غصه میشه زیاد میشه انقلاب
حوالیِ گلو
گرد میشه، قلنبه میشه تیریبون
فرو میره تو حلقت
سیمش میکشه تا زیر مخچهت
سوکِتِش تو کجای مخت میره خدا میدونه.
وقتی که نیستی برق
مسیر سادهی سر تا پای تاریخ رو به لرزه میگیره.